-

روان
شناسان به طرق مختلف به تحقيق درباره کودکان پرداخته اندکه يکي از مهمترين
آنهاتحليل نقاشيهاي کودکان است. کودک با تمام وجود شخصيت ذهني وعاطفي خود
را نقاشي مي کند. نقاشي زبان کودک است. ابزاريست که بوسيله آن کودک خود را
از ممنوعيتها، تنشها، ترسها و اضطرابها رها ساخته و هر آنچه که او نمي
تواند در قالب کلمات بيان کند از راه نقاشي به ما انتقال مي دهد.اين رهايي
از دلهره ها و تنشها هنگامي صورت مي گيرد که نقاشي از ناخودآگاه کودک
سرچشمه گرفته باشد؛
به همين دليل اگر
آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم و در آن به کودکان از سنين
پايين تمرين کپي کردن و تقليد از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم.
چه گونه از روی نقاشی می توان به میزان اعتماد به نفس فرد پی برد
- اگر کودک تمام صفحه ی دفتر یا
ورق خود را به وسیله ی نقاشی پر کند، معلوم است که از اعتماد به نفس بالایی
برخوردار است و حضور خود را در میان جمع احساس می کند. اما اگر کودک تنها
گوشه ای از تمام صفحه را پر کند، معلوم است که وی از اعتماد به نفس کمتری
برخوردار است.
آیا کودکانی که یک یا دو نفر از اعضای خانواده خود را از نقاشی حذف می کنند ،می خواهند منظور خاصی را به حضور ما برسانند؟
- بله زیرا کودک هر چه یکی از
اعضای خانواده خود را به خود نزدیک تر بکشد، می خواهد علاقه ی خود را نسبت
به ان فرد نشان بدهد،اما اگر هر چه فرد آن فرد را از خود دورتر بکشد نشان
دهنده ی نفرت کودک نسبت به فرد است.
نقاشي خانواده:
اعضاي يک خانواده هماهنگ در نقاشي کودکان هميشه با هم ودر دست هم نشان
داده مي شود. کودک خودش را نزديک شخصي نقاشي مي کند که حس نمايد در کنارش
راحت است يا او را بيشتر از همه دوست دارد. در نقاشيهاي کودکان هميشه يک
شخصيت اصلي وجود دارد که کودک بيشتر بار احساسي خود را، چه به صورت عشق
ونيايش، وچه به صورت ترس و دلهره بر او مستقر مي کند. به تصوير کشيدن
امامان واهل بيت عليهم السلام و مناسک مذهبي مي تواند بيانگر فضا و محيط
تربيتي، حفظ حرمت، قداست، نگرش، ارتباط، اميد، احساس نياز و ياري خواستن از
اين بزرگواران باشد.
حيوانات: وجود حيوان در نقاشي کودکان ممکن است به دليل وفور حيوان در دور و بر کودک و يا به دليل فرافکني احساس گناه باشد.
رنگ و خطوط : نوع
رنگ انتخابي کودکان بيانگر ويژگي شخصيتي آنهاست.
-کودک براي نشان دادن
مهرباني يک شخص او را به رنگ سبز، رنگ آميزي مي کند و يا عصبانيت شخص ديگر
را با رنگهاي سياه و سرخ نشان مي دهد .
-بچه هايي که در زندگي با مشکلات
بيشتري مواجه هستند معمولا در نقاشي هاي خود بيشتر از 3 رنگ استفاده نمي
کنند و اغلب اوقات يکي از اين 3 رنگ بنفش است که گوياي اضطراب آنهاست.
-در
مقابل بچه هايي که آسودگي بيشتري دارند، معمولا بيشتر از 5 رنگ در نقاشي
خود استفاده مي کنند.
-خطوط بيانگر حالتهاي رواني مختلف مي باشد.
-به هم
چسبيدن خطوط نمود پرخاشگري، خط کم رنگ نشان دهنده حساسيت، ملايمت و فقدان
اعتماد به نفس و خطوط باز مبين راحتي و خوشحالي است.
-کودکان
غمگین و گوشهگیر معمولا نقاشیهایشان را متمایل به سمت
چپ کاغذ میکشند و
-بچههایی که خط خطیهایشان را در مرکز کاغذ قرار میدهند، معمولا بر
احساساتشان توجه و تمرکز بیشتری دارند.
لازم
به يادآوري است که قبل از قضاوت و تعبيري، بهتر است چندين نقاشي يک کودک
را مورد بررسي قرار داده تا مشخص شود که آيا اين پديده مرتب تکرار مي شود
يا خير؛ آن گاه به تجزيه و تحليل پرداخت.
3تا 6 سالگی کودک بیشتر تحت تأثیر فشارهای درونی است، بنابراین
علاقه وافری به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهری می داند
ولی به تدریج که سن او بالا می رود از وابستگی اش به رنگ کم می شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزونی می یابد…..
- علاقه واقعی کودک به رنگ زمانی شروع می شود که او سعی در کشیدن
شکلهایی می کند. این مرحله تا ۷ یا ۸ سالگی به درازا می کشد. کودک برای
استفاده از رنگ ها فقط تحت تأثیر احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن
را بنفش بکشد چون هم می خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش می
آید.کودک در حین بزرگ شدن به تدریج ارتباط میان اشیا و رنگ حقیقی آنها را
درک می کند، ولی بدو امر این موضوع فقط در مورد چیزهایی است که برایش ارزش
عاطفی دارند؛ مثلا اگر مادرش موهای بور داشته باشد هر زنی را که می کشد
موهایش را بور می کند زیرا این رنگ برایش انباشته از نیروی عاطفی است.
شناخت کودک با توجه به رنگ استفاده شده در نقاشی
کودکانی که در نقاشیهای خود رنگهای سرد مثل رنگهای آبی یا سبز
را انتخاب میکنند ، متفکر هستند و سنجیدهتر عمل میکنند.
استفاده از رنگهای قهوهای و خاکستری نشان دهنده ناراحتیهای
درونی کودکان است.
استفادهی آزادانه از رنگ قرمز در نقاشیها توسط کودکان ، خصومت و
دشمنی
یا نیاز به محبت را نشان میدهد. و گاه نشانهی عشق و علاقهای
ساده و بی
آلایش است.
رنگ آبی در نقاشی کودکان نشان دهندهی سازگاری ، تمایل به اطاعت
و کنترل یا سرکوب احساسات است.
کودکانی که زیاد از رنگ سبز استفاده میکنند ، معمولا احساسات
قوی و آشکاری ندارند.
کودکان به ندرت به رنگهای قهوهای ، سیاه یا خاکستری علاقه دارند.
استفاده درهم و برهم از رنگ قهوهای در نقاشی در واقع نشانهی
اعتراض به والدین است.
هم چنین اگر کودک به طور مداوم از رنگ سیاه برای رنگآمیزی استفاده
کند ، نشان دهندهی اعتراض ، ترس و یا اضطراب است.
شناخت کودک با توجه به موضوع نقاشی
کودک با تمام وجود و شخصیت ذهنی و عاطفی خود نقاشی می کند. موضوعاتی که
در نقاشی کودکان دیده می شود آدم، خانه، درخت، خورشید، ماه، حیوانات و
خانواده است.
آدم
هنگامی که کودک شکل آدمی را می کشد پیش از هر چیز شکل خود یا
درکی که از
بدن و تمایلات دارد را بیان می کند. اگر آدمک در مجموع
هماهنگ باشد،
احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد.
اگر اگر آدمک مثلا در
اندازه ای خیلی کوچک یا در گوشه ای از کاغذ کشیده
شده باشد به معنای آن
است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر
می داند.
اگر این کم بها
دادن به خود در چند نقاشی کودک ادامه پیدا کرده باشد
نشانگر خجالتی بودن
اوست که ممکن است تا حد تمایل به ناپدید شدن
نیز پیش برود.
در نقاشی فقدان
دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنیت است.
کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می دانند آدمک هایی با اندازه بزرگ
رسم
می کنند. این نوع نقاشی مخصوص کودکانی است که اختلال عاطفی دارند
یا به
طور معمول کودکانی هستند زودرنج و حساس که همیشه فکر
می کنند مورد ظلم و
ستم قرار گرفته اند.
خانه
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانواده است که ممکن است
مورد علاقه یا تنفر کودک باشد.
- زندگی سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهای بزرگ، پنجره و دودکش
بخاری را می کشد، خانه با حالت دلباز عرضه می شود.
- خانه بدون در ورودی در ۵ تا ۸ سالگی نشانه خجالتی بودن کودک و
وابستگی
شدید به مادر، بعد از ۸ سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی
و تنهایی کودک
در نوجوانی نشانگر شرم و حیای زیاده از حد و داشتن
احساسات رقیق است.
هنگامی که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو
قسمت تقسیم می شود و اغلب
دارای دو در ورودی است که یک قسمت
از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و در
دیگر نشانه زندگی تحمیل شده
به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهی مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهای خانوادگی و ناسازگار و از هم
پاشیده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محیط محدود خانواده و بالاخره از
خود بیرون آمدن است.
- جاده به صورت پیچ وخم مبین مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران
است.
خیابان های باز و عریض شادی و صداقت را نشان می دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهای عاطفی را القا می کند.
- افراد پویا و خیالپرور بیشتر به ترسیم امواج دریا یا پرندگان می پردازد.
درخت
برای تحلیل نقاشی درخت باید ۳ قسمت آن مشخص شود: ریشه، تنه
و شاخه ها و برگ ها.
ریشه درخت در زمین فرو رفته و درخت را تغذیه می کند نماد نا خداگاه
نشانه های درونی است.
تنه بیانگر مشخصات دائمی و عمیق پایدار شخصیت است.
شاخه ها وبرگ ها بیانگر طریق ارتباطی کودک با دنیای خارج است.
بچه ها در سنین پیش دبستانی تنه درخت را بلند ترسیم می کنند ولی
پس از
این سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگی فکری یا بیماری
عصبی یا آرزوی
بازگشت به دنیای دوران کودکی پیش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشیده شود نشانگر جاه طلبی و بلند پروازی کودک
است.
تنه درخت اگر کج کشیده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر
ثبات فکری کودک است .
برگهای زیاد و درهم بیانگر شخصیت در خود فرو رفته
کودکی است که
آمادگی تغییر و تحول ندارد.
درختی که شاخه های آن به هر سویی کشیده شده اند ( درختی که
شاخه های
فراوان دارد ) نمایانگر حساسیت شدید کودکی است که
مسائل را به سادگی می
فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است و در عین
حال به راحتی می تواند خود
را با محیط سازگار کند.
خورشید و ماه
تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر برخی
نماد پدر مطلوب است.
خورشید به طور کامل در حال درخشیدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشید پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشید به رنگ قرمز تند یا سیاه نشانگر ترس کودک از پدر است که
مضطرب کننده است.
طرز کشیدن به حال و حوصله لحظه ای کودک نیز بستگی دارد. باید پی در
پی در نقاشی هایش باشد تا بتوانیم درباره او قضاوت کنیم.
ماه بیشتر نشانگر نیستی است زیرا او زمانی که خورشید یعنی نماد زندگی
ناپدید می شود ظهور می کند. بسیاری از کودکان ماه را در نقاشی هایی که
از
قبر و قبرستان می کنند به کار می گیرند.
حتی نقاشی نکشیدن یک بچه میتواند نشانه ضعف او در برقراری ارتباط با
دیگران یا بیعلاقگی او به برقراری چنین ارتباطی باشد اما کمبود امکانات
نقاشی، پافشاری والدین در نقاشی کشیدن کودکان یا بیتوجهی آنها به
نقاشی
کودک و به ویژه تمسخرشان میتواند زمینههای بیانگیزگی بچهها
را فراهم
کند. به همین دلیل توصیه میشود خطخطیهای کودکتان را
تشویق کنید زیرا این
کار به افزایش اعتماد به نفس و شکوفایی خلاقیت آنها
منجر میشود. کمترین
تشویق بزرگترها معمولا تعریف و تمجید شفاهی از نقاشی کودکان است و نصب
نقاشی آنها به دیوار اتاق نیز میتواند یکی از بزرگترین تشویقها برای
کودکان باشد.
اگر میخواهید انگیزه نقاشی را در
بچههایتان بیشتر کنید، بهتر است خودتان هم با فرزندتان همراه شوید. یک
کاغذ بردارید و بدون اینکه به کودک نشان دهید چه میکشید، با حالتی
کودکانه سعی کنید در حال نقاشی کردن، حس کنجکاوی او را تحریک کنید و بعد از
تمام شدن نقاشی، آن را به خود کودک و سایر اعضای خانواده نشان دهید و
پیشاپیش از دیگران بخواهید در برابر نقاشیتان هیجانزده شوند. در عین حال،
ساعتی از روزهای تعطیل خودتان را به کار با رنگ و ترکیب آنها با هم (حتی
رنگهای پلاستیک ساختمان) اختصاص بدهید و از
کودک بخواهید در مورد نقاشیهایش برایتان توضیح بدهد و مطمئن باشید با
استفاده از این روشها موجب ارتقای سلامت روان فرزندتان خواهید شد.